غریب و صنم...

«غریب و صنم؛ حکایتِ دو روح که در تقابل با سرنوشت، عشق را انتخاب کردند. یکی غریب از جهان و دیگری صنم، مظهرِ زیبایی و معصومیت. این داستان، تنها روایتِ یک عشق نیست؛ بلکه فریادِ روحی است که می‌داند رسیدن محال است، اما باز هم از مسیرِ عشق نمی‌گذرد.
قصه‌ی رنجی که در عین حال، زیباست.»


#قشقایی🌿
دیدگاه ها (۱۳)

آشفتگیه باید ببخشید..

در خیال ِشعر من ، جای تو محفوظ است و بس جز خیالت در وجودم جا...

نه ابري بود و نه آسماني؛ چشم‌هاي من بود که مي‌باریدبارِ رنج ...

باد پرخون؛ جگر شرم که عمری نگذاشت؛ که مرا عشقِ جگرخوار به اق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط